تبليغاتX
باغ به باغ

باغ به باغ

هزار کاکلی شاد در چشمان توست...هزار قناری خاموش در گلوی من

جمعه شب میهمانی تولد پیمان...برادرم بود....خیلی از بچه های رصد خانه بودند....چه قدر شادندو پر انرژی....خیلی خستهام...تازه از رصد برگشتهام اما مامان تنهاست....سالاد مخصوص درست میکنم...غذا را آماده میکنم...بعد پذیرایی ...بعد کمک به شستشو...خلاصه...یک ونیم شب جنازم به خونه رسید...اما خوشحالم...پیمان...همون کوچولوی تپل حالا یک جوان سر حال و انرژیک شده...خوشحالم و شاداب...           

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 23:54  توسط محمد رضا نوروزی  | 

پنج شنبه آخرین برنامه رصدی المپیادی ها بود . ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 23:52  توسط محمد رضا نوروزی  | 



                                        



امروز اشتفان( زایپ) آمده بود رصد خانه . متاسفانه برق هم نبود ....خلاصه مدت کوتاهی اونجا بود با هم گپ کوتاهی زدیم . یک نسخه از آنالمایم را بهش دادم . روی سیلور چاپ شده بود . کلی ذوق کرد . می گفت مثل یک نقاشیه...مجبورم کرد روی کار را امضا کنم!.ازش خوشم آمد....ساده و راحت ارتباط برقرار کردیم....تقریبا همه آلمانی هایی که دیدم اینطوری بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 1:58  توسط محمد رضا نوروزی  | 

وسط شلوغی و هیاهو و گرما و ترافیک تهران ، حوالی خیابان جمهوری یک در کوچک وسط یک دیوار بسیار بلند باز می شود ووقتی از آن رد شوی ( اگر اجازه داشته باشی) آنوقت انگار از دروازهای با خاصیت جادویی رد شده ای، زمان و مکانت ناگهان به هم میریزد.یه باغ بسیار بزرگ و مصفا و آدمهایی که ناگهان تغییر میکنندو...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:27  توسط محمد رضا نوروزی  | 

امروز ( ۱۴ ژوئیه) جشن ملی فرانسه است . به منزل سفیر  فرانسه دعوت شده ام. بار قبلی برای مراسم خداحافظی سفیر قبلی فرانسه در ایران به محل اقامتشان رفتم .باغی بزرگ و مصفا در میانه هیاهوی تهران و در شلوغترین مکان تهران . پس از این مراسم حتما چیزای زیادی برای گفتن خواهم داشت ....حداقل بار قبل که داشتم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 11:8  توسط محمد رضا نوروزی 

امسال سال ایبسنه...تاتری ها هم کارشون رو شروع کردن. تله تاتر "استاد معمار" کاری از ایبسن هست که شبکه ۴ تلویزیون به زودی آن را پخش خواهد کرد. نگاه کردن استاد معمار شکوه و هیجان تازه ای به برنامه های تلویزیونی خواهد داد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 2:5  توسط محمد رضا نوروزی  | 

یه روز که داشتم تو کوچه باغا (اینترنت) قدم میزدم، یه باغ قدیمی ولی سرزنده دیدم . ازلب دیوارش نگاهی انداختم .محشر بود...صاحب باغ ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 8:26  توسط محمد رضا نوروزی  | 

این هفته با پوریا ناظمی یه چیز خوب کشف کردیم.داشتیم با همدیگه از رصد خونه بر میگشتیم .هر دو خسته بودیم .پیاده تو ولیعصر. یه بستنی فروشی با نام   باسکین 31 رابینز. رفتیم و دوتا شکلاتی گرفتیم. شک نکنید تو ایران به این خوشمزگی بستنی نخواهید خورد ( البته به جز زعفرانی و سنتی !!!) . البته امروز فهمیدم که این مارک یکی از بزرگترین تولید کننده های دسر و بستنی در دنیاست...برای تابستان خوردنی محشری است....
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 0:5  توسط محمد رضا نوروزی  | 

سرمد کتابی با نام خوبی خدارو بهم معرفی کرد.یک مجموعه داستان کوتاه از ادبیات آمریکا. مثل همه پیشنهاد های دیگرش  عالی است ...خیلی زلاله...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 23:43  توسط محمد رضا نوروزی 

بالاخره باغی که می خواستم را ساختم....اول اینو تو سرزمین بلاگر. بعد پارسی بلاگ و ...همه را امتحان کردم اما اینجا از همشون با آدم مهربونتره ... تابستان داغیه اما چند روز قبل که بارون می اومد این باغ رو طراحی کردم ...تو بلاگر....امابالاخره به اینجا کوچ کردم.... هیچ جا خونه خود آدم نمیشه...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 0:54  توسط محمد رضا نوروزی  |