تبليغاتX
باغ به باغ

باغ به باغ

هزار کاکلی شاد در چشمان توست...هزار قناری خاموش در گلوی من

شاید کار بامزه ای از آب در بیاد....بیا یید با هم دیگه یک شعر بگیم.من تک بیتی رو نوشتم. هر کسی توی کامنت خودش از بیت اول شروع کنه به نوشتن و ادامه بدهد تا بالاخره بیت آخر برسه(بیت آخر رو کی میدونه چی هست؟ یا حتی کجاست؟) قالبش رو هم بگذاریم مثنوی تا دست باز تر باشه....خوب ...حالا بازی را شروع کنیم....

وقتی که عاشق می شوم           رنگ شقایق می شوم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 18:46  توسط محمد رضا نوروزی  | 

مورچه خوار زخمی شده بود و بنابراین مجبور بود فقط اسپاگتی بخوره(چون برای خوردنش فقط باید سر اسپاگتی رو میگذاشت توی خرطومش و بعد اونو می مکید). سر دیگر اسپاگتی هم توی دهن مورچه بود...ناگهان مورچه و اسپاگتی با هم به داخل شکم مورچه خوار کشیده شد. مورچه خوار با لذت گفت: اوووم عجب مزه ی خوبی داشت....اما ناگهان مورچه از خرطوم مورچه خوار بیرون پرید و فرار کرد. مورچه خوار ناراحت و عصبانی داد زد...:

آهای مورچه..برگرد. همه ی مزش رو بردی....

حالا حکایت ماست....

همه ی مزش رو بردی

               همه ي مزش رو بردي

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:50  توسط محمد رضا نوروزی  | 

سوال:به نظر شما احتمال اینکه با چنگال  سه بار به به یک تکه خیار شور ضربه بزنید و هر سه بار  شاخه های چنگال به همان سوراخ های قبلی فرو رود چه اندازه است؟

پاسخ من: ۱۰۰ درصد

(این برداشت آماری دیشب من بود سر میز شام) 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 16:22  توسط محمد رضا نوروزی  |