تبليغاتX
باغ به باغ

باغ به باغ

هزار کاکلی شاد در چشمان توست...هزار قناری خاموش در گلوی من

همیشه خیلی چیزها است که میتونم ببینم....خیلی یزها است که می تونم بشنوم...خیلی زیاد...خیلی زیاد میتونم کار هایی را انجام بدهم که دیگران نمی توانند...و اینها زندگی من رو تشکیل میدهند...اما زندگی چیز دیگری است هنوز(و خیلی وقت های دیگر)آن چیزهای دیگری که نمیبینم...نمی شنوم و نمیتوانم...آنها هستند که مرا افسون میکنند....زندگی چیز دیگری است...

===========

اینها بخشی از مقدمه ی یک کتاب است...شاید به زودی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:37  توسط محمد رضا نوروزی  |