شایدم واقعا میتونم ذهن خونی بکنم. اولین بار تو بودی که اینو بهم گفتی.یادته؟ با جدیت و البته شیطنت...چون تونسته بودم لا به لای حرفهام اونی که باید میشنیدم را خودم بهت گفتم...بعدش دیگران...خیلی ها ی دیگران ...نسرینم گفته بود.....حتما یادشه....و امروز نیلو فر هم همین را گفت.و خوب بود...شاید واقعا میتونم ذهن خونی بکنم...وقت هایی که نمی خواهم و سعی نمی کنم براش....عجب کاریه این ذهن خونی
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 20:15  توسط محمد رضا نوروزی
|
