تبليغاتX
باغ به باغ - ذهن خونی

باغ به باغ

هزار کاکلی شاد در چشمان توست...هزار قناری خاموش در گلوی من

شایدم واقعا میتونم ذهن خونی بکنم. اولین بار تو بودی که اینو بهم گفتی.یادته؟ با جدیت و البته شیطنت...چون تونسته بودم لا به لای حرفهام اونی که باید میشنیدم را خودم بهت گفتم...بعدش دیگران...خیلی ها ی دیگران ...نسرینم گفته بود.....حتما یادشه....و امروز نیلو فر هم همین را گفت.و خوب بود...شاید واقعا میتونم ذهن خونی بکنم...وقت هایی که نمی خواهم و سعی نمی کنم براش....عجب کاریه این ذهن خونی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 20:15  توسط محمد رضا نوروزی  |