تبليغاتX
باغ به باغ - اوامر ملوکونه ی بهاری -2

باغ به باغ

هزار کاکلی شاد در چشمان توست...هزار قناری خاموش در گلوی من

و امروز فرمودیم فراش خاصه را که پنبه زنها را خبر کند. خبر کرد.ابرهای تیره شده و خوابیده بر هم را دادیم پنبه زنها ی دوره گرد بزنند. آنها هم زدند.پدر سوخته ها هم چه خوب زدند. ابرها تپل شدند و سفید. آدم حظ بصر میگردش که نگاهشان کند.به هر یک پولی در خور دادم تا کیفور شوند دم عید. ابر ها ی زده شده و سفید را که می بینیم حالی می کنیم. 

                       

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:26  توسط محمد رضا نوروزی  |